نگاهش !.............................................................................................
ای نسیم !
تک درخت دل جا مانده از بی آبی پارسال
جانکاه ز باد گستاخ بیابان
کو سوسوی نگاهی از پشت شیشه ی خاک آلود
بگو ! کسی به این کلبه ی دور افتاده نمی آید ؟
ای نسیم بی راهه رفته ای !
بی گمان گلگشت بوده ای که دیگر بوی تو آشنا نیست ؟!
برگرد ، برگرد بر فراز آن دره ی وحشی
به او بگو :
ای دور ترین دور ها که بر تپه ای بالا دست ایستاده ای
نگاه کن تا بیاد آوری بهنام را !
که روزی از گوشه ی چشمانت مهمان قلبت بوده است ؟!
شاهنامه ! ..........................................................................................
شاهنامه ی فردوسی هزار ساله شد !
اين نخستين و آخرين بار در زندگي همه ي ماست كه به همراه دگرگوني طبيعت و بهار، شاهنامه به هزارمين سال خود مي رسد شاهنامه نه تنها بزرگترين و پر ارزش ترين مجموعه شعري است که از عهد ساماني و غزنوي بيادگار مانده است بلکه مهمترين سند بزرگي زبان فارسي ، بارزترين جلوه گاه شکوه فرهنگ و تمدن ايران ، خزانه ي واژگان و گنجينه ي ادبيات فارسي مي باشد ! من نيز برآن شدم نخستين پست از بهار را با گراميداشت شاعر گرانمايه فردوسي عزيز آغاز نمايم تا اين جستار سپاسي بر كوشش آن بزرگوار كه همه ي دارايي و جواني خود را در اين راه گذاشت باشد !
اكنون من از نوادگان هزار ساله ي فردوسي هر گاه بيتي از شاهنامه را مي خوانم گذشت زمان را در آن نمي يابم و اين احساس كه فردوسي در كنارم آنرا مي سرايد سرشار از شادي مي گردم ! هزاران سال فرهنگ و تمدن كه بدست آن عزيز زنده نگاه داشته شده دست آورد كوشش انسانهاي بزرگي همچون زرتشت ، جمشيد ، كاوه ، كورش بزرگ ، داريوش ، آرتميز ، آريو برزن ، شاهپور ، يعقوب ليث صفاري ، بابك خرمدين ، فروسي ، سعدي ، خيام وهزاران بزرگواراني ست كه نامشان جاودان مانده است ! امروز ما ايرانيان بهمراه چين ، ايتاليا و مصر چهار ملت تاثير گذار در فرهنگ و تمدن بشريت هستيم ! آن بزرگان كه با انديشه ، شمشير و جان و مال خود از مهر و كيان و ميهن مان پاسداري كردند تا اين گنجينه ي ارزشمند بدست ما سپرده شود !
خواستگاه همه ي ما ايرانيان آن باشد تا با بهره گيري از شاهنامه ي فردوسي يكي از با ارزش ترين گنجينه ي بر جا مانده هرچه بيشتر نسبت به شناسايي و آگاهي از فرهنگ و تمدن ايران گام برداريم که راهگشاي فرزندانمان بوده و نسيم دلنشينش را احساس نماييم هرچند امروزه انديشه ي جوانان اين مرزو بوم برفراز قله هاي فرهنگ تمدن ايران پرواز مي نمايد !
فردوسي ! بهمراه جشن نوروز ، هزارسالگي شاهنامه بر تو فرخنده باد !
روانش در پناه اهورا مزدا شاد باد !
نوروز باستانی !.....................................................................................
جشن نوروز باستاني فرخنده باد !
پيشينيان بسيار باهوش ما شگفت انگيز ترين رويداد بشر را با پيچيده ترين دگرگوني طبيعت هماهنگ نمودند پس ما براي نشان دادنش به جهانان آن را جشن مي گيريم !
جشن نوروز باستاني فرخنده باد !
نوروز فرهنگ دوستی ! ................................................................................
دیگه داریم خونه تکونی می کنيم که گرد و خاک یک سال روجارو كنيم تا همه جا تميزه بشه لباسای نو می پوشیم آماده می شیم که بریم پیشباز نوروز ، يادمون باشه نوروز يه فرهنگ ، يه فرهنگ كه پليدي ها رو از ما مي گيره و بجاش پاكي مي ذاره ؛ يه فرهنگ كه بهمون مي گه بريم و دست دوستی دراز كنيم آشتي كنيم ، يه فرهنگ كه مي گه تو خونه ي بلورين دلامون جاهايي هست كه هنوز گردو خاك چندروز یا چند ماه شايدم چندین ساله نشسته ، مي شه با يه لبخند يه ديدار اونو پاكش کنیم تا فردا که نوروز اومد دستامون تو دست همه ی اونایی باشه كه دوستشون داریم . یادمون باشه اگه کینه ها رو دور نریزیم يا اگه دست دوستي ی اون كه بسوي ما دراز شده رو نفشاريم بازم نوروز مییاد ! اما ما یه روز خوب و خيلي قشنگ رو از دست میدیم !
درد همه ی ما اینه که ! .............................................................................
درد همه ی ما اینه که اون یه چیزی می گه منم می شنوم یه چیزی بهش میگم یا نه من یه چیزی می گم اونم می شنوه یه چیزی بهم می گه ! تو این بگو مگوهاست که بین درو همسایه و فک و فامیل یکی می شه هزارتا ، دیگه هزارتا اونا می گن ما می شنویم هزارتا بهشون می گیم یا نه هزارتا ما می گیم اونا می شنون هزارتا بهمون می گن ! چه فرق می کنه یادمون باشه گاهی می شه نگفت ؛ می شه نشنید !
درد همه ی ما اینه که همه چی رو می بینیم چشامونو رو همه چی می بندیم یا همه روگردن اون یکی می ندازیم ، اون مقصره باید بیاد کله شو بکوبه بزمین ؟! هیچوقت یاد نمی گیریم زندگی همون اندازه که مال اونه ، مال منم هست ! همون اندازه که اون مسئوله منم هستم ! و همون اندازه که اون باید کوشش کنه منم باید کوشش کنم ! همون اندازه که اون باید هزینه هاشو پرداخت کنه منم باید هزینه هامو بپردازم !
درد همه ی ما اینه که خودمونو تو راهروهای یه چهل خونه ی پیچ در پیچ هزارتو سرگردون می کنیم ، چرا ؟ چرا دور خودمون می چرخیم و می چرخیم که دیگه همه ی درو دیواراش برامون آشنا می شه ؟! دوباره میریم تو راهرو اولی می چرخیمو برمی گردیم همون جایی که بودیم بخودمون هم می گیم اینجا چقده آشناست !
خوبیش اینه که یکی رو هزارتا نکنیم ساده تر از اینه که بخوایم هزارتا رو یکی کنیم !!!
در شهر من ! ........................................................................................
دیروز و پریروزو فردا و پس فردا که میری تو خیابون و کوچه و بازار یا اصلن هرجا ! می بینی تعداد زیادی زن و دختر و بچه های اینقدو اونقد ی ، اینجایی و اونجایی شاید هم پاکستانی یا هر کجایی با ده تن ریختن تو شهر؟ تازه اون زنه هم یکی تو دستشه یکی توبغلشه یکی هم تو شکمشه و قراره اینارو تحویل جامعه ی ما بدن ! نمیدونی اومدن یا آوردن ؟ اینهو کنه پنجاه شصت متری بهت می چسبن که چی به شغل شریف گدایی مشغولن... همه شونم خودشونو ناقص الخلقه می کنن ؟! شدیم بدبخت جمع کن جهانی بدبخت ها ؟ اونوقت اینا شعور مارو زیر سئوال نمی برن و اصلن به فرهنگمون دهن کجی نمیکنن یا اینکه زمینه رو برا جرایم اونجوری و اینجوری فراهم نمیکنن ، نه اصلن این حرفا چی ی !
گدا هم گدا قدیم تروتمیز بودن دست کم میدونستی کجایی ین !
سرکی تو قانون مجازات اسلامی خودمون کشیدیم دیدیم بابا قانون چقده گناه داره !
ماده 712 – هر کس تکدی یا کلاشی را پیشه خود قرار داده باشد و از این راه امرار معاش نماید یا ولگردی نماید به حبس از یک تا سه ماه محکوم خواهد شد و چنانچه با وجود توان مالی مرتکب عمل فوق شود علاوه بر مجازات مذکور کلیه اموالی که از طریق تکدی و کلاشی بدست آورده است مصادره خواهد شد .
ماده713- هرکس طفل صغیر یا غیر رشید را وسیله تکدی قرار دهد یا افرادی را به این کار بگمارد به سه ماه تا دو سال حبس و استرداد کلیه اموالی که از طریق مذکور به دست آورده است محکوم خواهد شد .
سخنی از دوست ! .....................................................................................
" تاريخ نويس و فيلسوف نامدار آمريكائي درباره ي كوروش مينويسد : كوروش از افرادي بود كه براي فرمانروايي آفريده شده بود كوروش چنان سازمان و نظمي به سپاهيان مادي و پارسي داد كه ارتش او به صورت سپاه شكست ناپذير درآمد او بر سارد و بابل مسلط شد و فرمانروايي اقوام سامي را بر مغرب آسيا چنان پايان داد كه تا 1000 سال پس از آن ديگر نتوانستند دولت يا حكومتي بوجود بياورند!
كوروش كليه ي كشورهايي را كه زير لواي يك امپراتوري ايجاد كرد و از مجموع آنهابابل و ليدي و آسياي صغيربود ضميمه ي ايران كرد كه اولین و بزرگترين سازمان سياسي پیش از ایجاد روم قدیم و يكي از بهترين دوره هاي تاريخي جهان به شمار ميرود ! "
ویلیام دورانت !
فرهنگ سازی! ........................................................................................
این یکی با این یکی دیگه یه آدینه ای که میرن تو کوه می بینن اون یکی با اون یکی دیگه که پیش از این یکی ها اونجا بودن با طبیعت بودن یا بی طبیعت ! همچی بردن جز یه کیسه زباله ؟! تازه این یکی ها که بر میگردن شهر می بینن اون یکی پاهاش رو پوست موزه ، این یکی مامان پفکم تموم شد چیکارش کنم ؟ اون یکی بندازش تو جوب ، از این یکی لبنیاتی گرفته تا اون یکی پارچه فروش و کارتن بیسکویت این یکی ، صندوق گوجه ی اون یکی و شیشه نوشابه ی این یکی چه شهری ! یکی تو یکی ی !حالا یکی یه میکروفن بگیره جلو دهن این یکی که دیدگاتونو درباره ی اون یکی بگین ؟ این یکی می شه فرهنگ شناس ، مهندس بازیافت زباله ! تازه می بینی اینایی که گفتم درباره ی این یکی بود اون یکی هم مونده !
میدونی راهش اینه که این یکی با اون یکی بیان تابلو های رانندگی ، درختای تو شهر و همه ی تیر برق ها رو که یکی ها کردنش زباله دونی بکنن جای هرکدوم یه سطل زباله بذارن و این مشکل بزرگ رو برا همه ی یکی ها حلش کنه ! بله جونم اینجوری فرهنگ سازیشم بیشتره !
پ ن 1 : نتیجه ی اخلاقیش اینه که این یکی با اون یکی مقصره !
پ ن 2 : همه ی یکی ها جای آشغالاشونو که می ریزن به این یکی و اون یکی بگن ؟!
اشک ! ..............................................................................................
درگذشته یه چیز ی مانند سرمه دون بود که بهش اشکدون می گفتن ، خانومایی که شوهراشون تو سفر بودن هرگاه دلشون برا شوهرشون تنگ می شد و گریه می کردند اشکاشونو تو اون جمع می کردند و تو بازگشت ، شوهرشون به اون اشک های پاک که به شفافی عشق بود هدیه ای ویژه و جداگونه می داد !
حالا دیگه اون اشکدون نیست ! شاید کسی اشکاتو ببینه یا نبینه مهم نیست مهم اینه که اشک بهت می گه چقدر تو دلت پاکی ، پاکه پاکه !
یادت باشه هرگاه دلت گرفت و فریاد اون همچو یه اشک بهاری از گوشه ی چشات اومد بیرون انگشت تو جلوش نگیری بذار رو گونه هات سر بخوره بره پایین تا لذت اشک بودنو تو خودت احساس کنی !
یه دونه اشک برا همه ی اونایی که اشکاشون پاکه ، پاکه !
جشن سده ! ..........................................................................................
" جشن سَده برابربا 10 بهمن خورشیدی یاد آورنده اهمیت نور، آتش و انرژی است. فروغ خورشید ، ماه ، آتش و چراغ همچنین روشنایی درونی دل و جان است که همه نشان هایی از فروغ اهورامزدا هستند . جشن سده نیایش و ستودن همراه با شادمانی است ، فرهنگ ما ایرانیها با شادی پیوند خورده و در سال جشنهای فراوانی مانند جشن نوروز، جشن مهرگان و سده .... داریم و نشانگر آنست که آرمان های ما ایرانی ها روح غم ستیز دارد .
این جشن را هوشنگ شاه پسر کیومرث بنا نهاده است ! "
جشن سده بر همه ی ایرانیان خجسته باد !


